3. محاكمه‌ٴ شهسواران معبد

تاريخ بنيادگذاري فرقه‌ٴ شهسواران معبد (دوازدهم ـ 1)، و فراز و نشيب‌هاي عمده‌اش قبلاً ذكر شد (مقدمه 2، 979)، ولي پايان كارش در كم‌تر از دو قرن بعد چنان غم‌انگيز و سرشار از شرارت بود كه گزارش كوتاهي از آن بخشي اصلي از هر تاريخ تفكر سده‌ٴ چهاردهم را در برمي‌گيرد.
فرقه‌ٴ شهسواران معبد در سده‌هاي دوازدهم و سيزدهم رونق داشت و نيروي سياسي و اقتصادي چشم‌گيري به دست آورده بود؛ در نتيجه‌، بسياري از رهبرانش فوق‌العاده آزمند و گستاخ‌ شدند و نسبت به رقباي مدني و ديني خود حسادت ورزيدند. آنان از محاكمه شدن در خارج از تشكيلات فرقه‌، اعم از كليسايي و عرفي‌، از پرداخت عشريه و احكام خلع و منع معاف بودند. ثروتشان عظيم بود و براي امرا و بازرگانان كار بانك‌داران را مي‌كردند؛ هزاران ملك در كشورهاي‌ مختلف داشتند و استحكامات حيرت‌انگيزي در فلسطين ايجاد كرده بودند.1 عجيب نيست كه‌ بي‌اعتمادي و حسادت فراواني را برانگيختند و هنگامي كه سرانجام قدس با محاصره‌ٴ عكا (1291) از دست رفت‌، گناه را بيشتر به گردن آنان افكندند. آنان در هدف اصليشان شكست‌ خورده بودند.
با اين همه‌، فعاليت‌هاي صليبي ادامه يافت و رقابت ميان شهسواران معبد و شهسواران‌ مهمان‌نواز بيش از پيش به صورت علت اصلي ضعفي نمايان شد كه بايد از ميان برداشته شود. قبلاً گريگوريوس دهم (1274)، نيكلاس چهارم (1292)، و بونيفاكيوس هشتم يكپارچه كردن‌ دو فرقه را مطرح كرده بودند، بي‌آن‌كه توفيق يابند. بدين‌سان با ناشكيبايي روزافزون فيليپ زيبا (شاه فرانسه 1285 ـ 1314) و بر اثر تحريكاتش‌، ناخشنودي كلمنس پنجم (پاپ 13054 ـ 1314) از شهسواران معبد احساس مي‌شد.
پس از يك پيگرد پنهاني‌، فيليپ فرمان داد در 13 اكتبر سال 1307 تمام شهسواران معبد در فرانسه دستگير شوند. آنان در زير شكنجه‌، يا بيشتر با تهديد به شكنجه‌، بازجويي شدند و بسياري اعترافات محكوم‌كننده‌اي كردند كه فيليپ بدان‌ها نياز داشت‌. هفتادودو تن از شهسواران‌ برگزيده به حضور پاپ در پواتيه فرستاده شدند تا در حضورش اعترافات خود را تكرار كنند (ژوئن 1308)، آن‌گاه پاپ بررسي‌هاي خودش را نه تنها در فرانسه‌، بلكه در مقياس بين‌المللي‌ آغاز كرد.
علي‌رغم شواهدي كه بدين‌گونه به دست آمد، شوراي وين (اكتبر 1311) شهسواران معبد را رسماً تكفير نكرد، حتي پاپ هم اين‌كار را نكرد؛ او فقط فرقه را منحل ساخت (منشور 22 مارس‌


1. هنوز هم شگفت‌انگيزند. من يكي از آنها را در كَرَك (در شرق بحرالميت‌) در بهار سال 1932 بر سر راهم به بطرا تماشا كردم‌.